close
تبلیغات در اینترنت
کمک کردن امام زمان علیه السلام به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب

دَردِ دِلِـღـ اِمـامღزَمــان(عج)

از جمله مقامهای بزرگی که برای آیة اللّه حلّی امتیاز به شمار می‌آید آن است که جزء افراد با ایمان به شمار می‌آید. یکی از دانشمندان سنّی که در بعضی رشته‌های علمی استاد علّامه حلّی بود، کتابی در مورد مذهب شیعه امامیّه نوشته بود و در مجالس، آن را برای مردم می‌خواند و آنها را گمراه…

درد دل امام زمان (عج)














برای ورود به کانال تلگرام ما روی آدرس زیر کلیک کنید...

https://telegram.me/dardedele_emamzaman


برای ورود به اینستاگرام ما روی آدرس زیر کلیک کنید:

https://www.instagram.com/dardedele_emamzaman/

کمک کردن امام زمان علیه السلام به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب

کمک کردن امام زمان علیه السلام به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب


از جمله مقامهای بزرگی که برای آیة اللّه حلّی امتیاز به شمار می‌آید آن است که جزء افراد با ایمان به شمار می‌آید.

یکی از دانشمندان سنّی که در بعضی رشته‌های علمی استاد علّامه حلّی بود، کتابی در مورد مذهب شیعه امامیّه نوشته بود و در مجالس، آن را برای مردم می‌خواند و آنها را گمراه می‌کرد و از ترس آنکه نکند کسی از دانشمندان شیعه نوشته‌های آن را ردّ کنند کتاب را به کسی نمی داد که بنویسد و جناب شیخ همیشه در فکر طرح نقشه ای بود تا آن را بدست آورد و نوشته‌های آن را ردّ کند.

ناچار از محبّت بین استاد و شاگرد استفاده کرد و از او خواهش کرد تا آن کتاب را به او قرض بدهد.
چون استاد سنّی نمی خواست که بلافاصله دست ردّ بر سینه او بزند گفت: «من قسم خورده‌ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم. »

علّامه حلّی نیز آن مدّت زمان را غنیمت شمرد و کتاب را گرفت و به خانه برد که در همان شب آن کتاب را تا جایی که ممکن است بازنویسی کند.
چون به نوشتن مشغول شد و نصفی از شب گذشت خوابش گرفت، ناگهان حضرت صاحب الامر (ع) ظاهر گشت و به علّامه حلّی گفت: «کتاب را به من بده و تو بخواب. »

وقتی که شیخ از خواب بیدار شد دید که باز نویسی شده آن کتاب از کرامت صاحب الامر (ع) تمام شده است.

در نقل دیگری آمده است: علّامه حلّی کتابی از بعضی از دانشمندان خواست که نسخه برداری کند.

استاد سنّی آن کتاب را به علاّمه نداد چون آن کتاب مهمّی بود تا اینکه این اتّفاق افتاد که به او کتاب را داد به شرط آنکه یک شب بیشتر پیش او نماند و نسخه برداری آن کتاب کمتر از یک سال نمی شد که انجام شود.

پس علّامه حلّی کتاب را به منزل خودش آورد و در همان شب شروع به نوشتن آن کرد، پس از اینکه چند صفحه نوشت خسته شد. ناگهان دید مردی که شبیه مردم حجاز است از در وارد شد و سلام کرد و نشست.

آن شخص گفت: «ای شیخ تو این اوراق را مسطر بکش و من می‌نویسم. »
پس شیخ برای او مسطر می‌کشید و آن شخص می‌نوشت و از سرعت کتابت، مسطر به او نمی رسید.
وقتی خروس هنگام صبح شروع به خواندن کرد کتاب تمام شده بود.
بعضی گفتند: چون شیخ خسته شد خوابید. و وقتی بیدار شد کتاب نوشته شده بود.

(- مجالس المؤمنین)
 ملاقات علماء بزرگ اسلام با امام زمان ( عج )





〰※❉※〰〰※❉※〰
ღدَردِ دِلِ امام زَمانْ ღ
❣❣❣❣❣❣
dardodele-emam-zaman.rzb.ir
〰※❉※〰〰※❉※〰

تاریخ ارسال: دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت: 14:31 |تعداد بازدید : 29 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
http://s6.picofile.com/file/8238967276/jashnvare_verify.txt.html